دوره 28، شماره 300 - ( 10-1396 )                   جلد 28 شماره 300 صفحات 30-29 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML Print


چکیده:   (1243 مشاهده)
امروزه رهبران در سازمان‌های با بیش از صدها نیروی کار در پی پیاده‌سازی استراتژی‌های جدید برای بهبود مزیت رقابتی هستند تا از این طریق به توسعه عملکرد در سطح کلان سازمان کمک کرده باشند و همچنین زمینه‌ساز جذب سرمایه‌های جدید شوند. سازمان‌ها در پی جذب و استخدام رهبرانی توانمند هستند تا ساختار، استراتژی و فرهنگ سازمان را متحول کنند و بسترساز توسعه نوآوری در سازمان‌ها شوند.
در چنین محیطی، رهبران با توسعه کارآمدترین برنامه‌های تغییر زمینه مشارکت کارکنان را در این برنامه‌ها فراهم می‌سازند. این رهبران با توسعه ساختارهای ارگانیک‌تر می‌توانند به توسعه ارتباطات درون‌سازمانی کمک کنند و انتقال قدرت تصمیم‌گیری را از سطوح بالاتر به تمامی سطوح سازمان تسهیل کنند و این خود منجر به انگیزش بیشتر نیروی انسانی در ایده‌پردازی و بهبود کیفیت محصولات و خدمات خواهد شد.   
یک تحقیق جامع در ایالات متحده نشان داد که رابطه تنگاتنگی بین سبک رهبری و اثربخشی سازمان‌ها وجود دارد. مدیران عالی با به‌کارگیری یک رهبری اثربخش نقش مهمی را در توسعه عملکرد و بهبود بهروری در سازمان‌های بزرگ بازی می‌کنند. این پژوهش همچنین نشان داد که رهبران در سازمان‌ها می‌بایست نیازهای نیروی انسانی خود را به شکل دقیقی بشناسند و با سنجش نیازهای نیروی انسانی، نقش مهمی را در کارآمدی سازمان‌های خود ایفا کنند.
رهبران نقش مهمی را در توسعه یادگیری سازمانی ایفا می‌کنند و کارکنان سازمان را در جهت تحقق اهداف شرکت توانمند می‌سازند. این رهبران همچنین می‌توانند با آموزش نیروی انسانی، آنها را در توسعه یادگیری سازمانی و گسترش بیش از پیش جریان دانش در سطح کلان سازمان یاری کنند. سازمان‌ها در محیط کسب‌وکار امروز نیازمند نیروی کار باانگیزه هستند که در مواجهه با تغییرات، تمامی توان فکری و فیزیکی خود را صرف کمک به اهداف سازمانی کنند. آموزش نیروی کار، سازمان‌ها را در هدفگذاری اثربخش و توسعه انگیزش نیروی انسانی کمک می‌کند.
رهبری اثربخش، مدیران را در توسعه اعتماد سازمانی توانمند می‌سازد و مدیران می‌توانند بواسطه بکارگیری رهبری، تعهد نیروی انسانی خود را در جهت تحقق اهداف سازمانی بسیج کنند و با تفویض اثربخش قدرت تصمیم گیری، نیروی کار خود را در چشم اندازهای بلند مدت سازمان سهیم سازند. از این رو دور از ذهن نیست اگر دیکس (2013) استدلال می کند که ساختن یک سازمان اثربخش تنها در گرو رهبری اثربخشی است که سبب رشد یادگیری، اعتماد و تعهد نیروی انسانی به اهداف سازمانی شود و سازمانها را در تحقق اهدافشان یاری کند.
متن کامل [PDF 98 kb]   (2 دریافت)    
نوع مطالعه: كاربردي | موضوع مقاله: مدیریت منابع انساني
دریافت: 1397/1/15 | پذیرش: 1397/1/15 | انتشار: 1397/1/15

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.