در روند توسعه ایران فراز و فرودهای زیاد و نقاط عطفی که نقش کلیدی در ادامه سیر توسعه کشور داشتهاند قابل تشخیص است. یکی از بعدهای مهم و حیاتی در مسیر کلی توسعه کشور، توسعه صنعتی است که پایداری آن از اهم نقاط قابل توجه تصمیمسازان کشور و دستاندرکاران و صاحبنظران است. سوالهای مهمی در ذهن خبرگان زیست بوم تصمیمسازی و مدیریتی کشور از دیرباز وجود داشته و کماکان نیز مطرح است: آیا به اندازهای که خود را کشوری ثروتمند میدانیم، نقشی پررنگ در ثروتآفرینی داریم؟ چرا با وجود کثرت و تنوع بسیار زیاد داراییها و منابع در این سرزمین، روند توسعه صنعتی کشور و وضعیت عمومی اقتصاد ما کماکان با چالشهای جدی مواجه است؟ ما ایرانیان شاید در آستانه قرن جدید از خود بپرسیم که آیا برای گذار به اقتصاد دانشبنیان به عنوان یک راهبرد کلیدی در کشور میتوان به نسخهای بومی اندیشید؟ پایههای نظری و مفروضات بنیادین آن نسخه کدامند؟ گرچه از ابعاد و جنبههای گوناگونی میتوان به این پرسشها پاسخ داد، اما قطعاً یکی از پاسخهای بسیار جدی و قابل قبول این است که ما داشتهها یا داراییهای خود را درست مدیریت نکردهایم و ضروری است در این برهه از زمان بصورت علمی و روشمند به آن بپردازیم.
چندی است که در کشور ما دو کلید واژه "اقتصاد دانش-محور" یا دانشبنیان در کنار "مدیریت داراییها" و به طور ویژه مدیریت داراییهای فیزیکی از سوی متولّیان بعضاً حکومتی، دولتی، محافل دانشگاهی، صاحبان صنایع و فناوری، و شرکتهای خصوصی ارائهدهنده خدمات مشاوره بسیار مورد توجه قرار گرفته است. این دو رویکرد چه جایگاهی نسبت به هم دارند؟ آیا میتوان بین آنها به یک همافزایی اندیشید؟
این مقاله قصد دارد تا نادرستی تقابل مفروض اقتصاد و صنعت سختافزارمحور در مقابل مغزافزارمحور و فهم برخاسته از آن را به چالش کشیده و جایگاه مدیریت داراییهای فیزیکی را به خصوص در راهبردهای مدیریتی کشور در قرن پیش رو تبیین نماید. در این مسیر تاکید شده است که باید اقتصاد دانشمحور راه خود را از میان مدیریت صحیح داشتههای سختافزاری (بخوانیم داراییهای فیزیکی) طی نموده و نیل به آن به هیچ وجه به معنای وا نهادن مسیر فعلی حرکت و عبور بیپروا از سنتهای مرسوم کاری نیست. رسیدن به اقتصاد دانشبنیان نسخهای بومی-وطنی اختصاصی خودمان را میطلبد که نه تنها در برابر اقتصاد تجهیزبنیان نیست بلکه بر فراز آن محقق میگردد و قرار میگیرد. همچنین در کشور ما سهم صنایع تجهیزمحور و بطور کلی سختافزار در خلق ارزش و ثروت و یا به بیانی تولید ناخالص داخلی بسیار عمده بوده (به طور نسبی در مقایسه با ممالک پیشرو) و این حوزه پیشران توسعه اقتصادی ما است. چه خوشمان بیاید و چه نیاید! شاید بتوان این موضوعات را پس از انجام تحلیل توسط تمامی ذینفعان کلیدی و مشارکت بازیگران زیستبوم مدیریتی کشور به عنوان یکی از رویکردهای راهبردی ایران انتخاب کرد.